تبليغاتX
کارگر و خدمات سیار

کارگر و خدمات سیار

کارگری و خدمات سیار کفاشی و شستشوی ماشین و خرید منزل

روزمرگی!!!

واي از اين روزاي تكراري و يكنواخت!!!
يه چيزي برام خيلي جالبه و اون بر خلاف پست قبليم اعتماد بيش از حد بعضي هاست که البته نشانه لطفشونه اما بهرحال احتياط واجبه
اين روزا براي هر كسي كار ميكنم منظورم شيشه پاك كردنه ميگه شما كار خونه هم ميكنيد؟ منم ميگم آخه خواهر من شما كه منو الان تو خيابون ميبينيد چه جوري اعتماد ميكنيد كه من بيام خونتون؟ تورو خدا مواظب باشيد! آخه با يكبار ديدن چه شناختي پيدا ميكنيد؟؟؟
البته من از خودم مطمئنم اما اين دوستان بايد توجه بيشتري كنن چون واقعا بعضي ها كه البته زياد نيستن غير قابل اعتمادن
راستي اون دوستم هم ماشينشو فروخت و ديگه من نميتونم مسافر كشي كنم كه اميدوارم با اومدن زمستون بتونم با كفاشي جبرانش كنم چون بهرحال كفاشي تو زمستون رونقش بيشتره انشااله
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 8:5  توسط امیر  | 

به چه قیمتی؟؟؟

دختره خیلی مغرور بود. میخواست ماشینشو پارک کنه اما نمیتونست. رفتم بهش کمک کنم اما محل نذاشت شاید فکر کرد مزاحمم یا میخوام الکی ازش پول بگیرم. پارک کرد اما خیلی بد و وقتی برگشت من داشتم یه ماشینو تمیز میکردم که دیدم یه پسره داشت کمکش میکرد که از پارک در بیاد اما انقدر بد فرمون داد که آخرش ماشینشو مالید. دختره اومد پایین و گریه کرد و پسره رفت دلداریش و یک کارت بهش داد

پسره صافکار بود!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 20:13  توسط امیر  | 

یک دعای خوب

اللهم اَدخٍٍل علي اهل القبور السُّرور

اللهم اَغنِ كل فقير

اللهم َاشبِع كل جائع

اللهم اكسُ كل عريان

اللهم اقضِ دَينَ كل مَدين

اللهم فَرِّج عن كل مَكروب

اللهم رُدَّ كل غريب

اللهم فُكَّ كل اسير

اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين

اللهم اشفِ كل مريض

اللهم سُدَّ فقرنا بِغناك

اللهم غَيِّر سوء حالنا بِحُسن حالك

اللهم اقضِ عن الدين و اغننا من الفقر انك علي كل شئ قدير

 

همه دعاها قشنگن، همشون زيبان اما اين دعا به نظر من خيلي جامع و كامله، چيزي نيست كه من بخوام و توش نباشه و واقعا حيفه كه فقط براي ماه رمضان باشه

بيايد براي همديگه يك بار ديگه بخونيمش

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:2  توسط امیر  | 

رمضان ماه خدا

سلام

راستش من میخواستم راجع به این ماه مبارک بنویسم اما وقتی مطلب دوست خوبم آقا تایماز رو دیدم ننوشتم چون واقعا حق مطلب رو ادا کرده و توصیه میکنم حتما بخونیدش

فقط یک خواهش و اینکه بیاید تو این ماه هممون هممونو دعا کنیم مریضای تو بیمارستانارو یادمون نره امواتمون و همه ملتمسین دعا

مردم مهربونی داریم و این هر روز بیشتر برام ثابت میشه

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 22:10  توسط امیر  | 

عذر خواهی

سلام

دیروز یک دوست یک نکته یاد من انداخت که من هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم و کلی خجالت کشیدم

خب این شاید به دلیل تازه کار بودنم باشه (توجیه)

به هر حال از همه دوستانی که بدون اجازه تو کامنتهاشون تبلیغ کردم عذر میخوام و سعی میکنم تکرار نشه

البته من فقط تو وبلاگهایی که میخونم کامنت میذارم اما حواسم به رعایت این نکته نبود آخه من معمولا خیلی نمی تونم اینجا وقت بذارم

از هفته دیگه هم ماه مبارک شروع میشه و وای از این گرما

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 19:36  توسط امیر  | 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

سلام

با اینکه اصلا حس و حال و وقت نوشتن ندارم اینروزا اما بی ادبی بود خدمت آقا اگر حداقل این تبریکو بهش نمیگفتم

میلاد یگانه منجی عالم بشریت بر منتظرانش مبارک

بالاخره ما هرچقدر غریب باشیم و دلتنگ حداقل دلمون به لطف و کرم آقامون خوشه. فقط ایکاش وقتی بیاد که بتونیم درکش کنیم بتونیم بشناسیمش...

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 17:54  توسط امیر  | 

یادآوری

سلام به دوستان خوبم

ممنون از همه محبت های شما فقط یک نکته میخوام بگم که لطفا وقتی سفارش کار میدید حتما آدرس درست بدارید تا من شرمنده نشم مخصوصا وقتی ایمیل میذارید حالا اگر آدرس وبلاگ باشه بالاخره یه جورایی پیدا میشه کرد اما اگر ایمیل باشه که ...

قابل توجه آقا آرش عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 19:28  توسط امیر  | 

تاكسي واكسي

تاكسي واكسي

 

با توجه به پست قبلي نظرتون راجع به اين اسم چيه؟ شما چه اسمي پيشنهاد ميكنيد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:10  توسط امیر  | 

سرویس جدید

سلام
اين روزا كار خبري نيست و اوضاع ما خراب. يك آدم خيلي با مرام لطف ميكنه ماشينشو هر وقت نميخواد ميده به من كه مسافركشي كنم(مثلا عصرها)! خدا هرچي ميخواد بهش

بده.
خلاصه از اين بعد سرويس مسافركشي و آژانسي هم به خدمات من اضافه شد ميتونيد سفارش بديد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:29  توسط امیر  | 

آقاي پاركومتر

سلام
خب من بعضي وقت ها كنار خيابون منتظر مشتري هستم و اگر لازم باشه به راننده ها براي پارك ماشينشون كمك ميكنم و اگر خواستند اونو براشون تميز ميكنم و جالبه كه بعضي ها

منو با پاركبانها اشتباه ميگيرن و حتي ميخوان پول بدن كه خب من براشون توضيح ميدم كه كار من چيز ديگه ايه و ...
اما يك روز يك خانم مسن كه عجله هم داشت اومد و گقت ببخشيد شما آقاي پاركومتر هستيد؟؟؟
اونجا بود كه من و چند نفر ديگه كه اينو شنيدند ديگه نتونستيم جلوي خودمونو بگيريم و... البته اون خانم الان جزو مشتري هاي خوب منه
همينجا به همه پاركبانهاي عزيز كه من شاهد سختي كارشون هستم خسته نباشيد ميگم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 23:6  توسط امیر  |